فارکس
+100 نماد
محتوای مطالب
۲ ساعت پیش
5 دقیقه خواندن
نوشته شده توسط گرین آپ 24
دلار آمریکا طی هفتههای اخیر یکی از غیرعادیترین دورههای معاملاتی خود را پشت سر گذاشته است. افت نزدیک به ۲ درصدی شاخص دلار در شرایطی رخ داد که انتظارات بازار از مسیر نرخ بهره فدرال رزرو تغییر چشمگیری نکرده بود؛ موضوعی که نشان میدهد فشار فروش دلار فقط به سیاست پولی محدود نیست و نگرانیهای مالی، بازار اوراق و آینده بدهی آمریکا نیز در این حرکت نقش مهمی دارند.
اهمیت این افت تنها به بازار فارکس محدود نمیشود. بخش بزرگی از داراییهای جهانی، از طلا و نقره گرفته تا نفت و ارزهای دیجیتال، با دلار قیمتگذاری میشوند. در نتیجه، تضعیف ارز آمریکا میتواند همزمان به رشد قیمت بسیاری از این داراییها کمک کند.
بااینحال، پرسش اصلی معاملهگران این است: آیا ضعف دلار ادامهدار خواهد بود یا بازار پس از این حرکت قابلتوجه وارد فاز اصلاح میشود؟
یکی از مهمترین محرکهای اخیر بازار، تصمیم وزارت خزانهداری آمریکا برای افزایش بازخرید اوراق بلندمدت بود. طبق اعلام رسمی، سقف هر عملیات بازخرید در بخش اوراق ۱۰ تا ۳۰ ساله از ۲ میلیارد دلار به حداقل ۴ میلیارد دلار افزایش مییابد. این برنامه از ۹ سپتامبر آغاز میشود و تا ۴ نوامبر ۲۰۲۶ ادامه خواهد داشت. هدف رسمی وزارت خزانهداری، حمایت از نقدشوندگی و جلوگیری از بینظمی در بخش اوراق بلندمدت عنوان شده است.
بازخرید اوراق بهخودیخود به معنای حذف بدهی دولت آمریکا نیست. وزارت خزانهداری با خرید اوراق قدیمی و کمنقدشونده تلاش میکند عملکرد بازار را بهبود دهد و فشارهای کوتاهمدت بر بازدهی اوراق بلندمدت را کاهش دهد. بااینحال، زمانبندی و افزایش حجم این عملیات باعث شد بخشی از بازار آن را نشانهای از نگرانی سیاستگذاران درباره افزایش هزینه استقراض دولت تلقی کند.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، تأکید کرده است که هدف این برنامه تعیین قیمت اوراق یا کنترل مصنوعی بازدهی نیست؛ بلکه وزارت خزانهداری میخواهد از شکلگیری حرکات بینظم در بازار جلوگیری کند.
با وجود این توضیحات، واکنش اولیه بازار منفی بود. برخی سرمایهگذاران این اقدام را گامی در جهت تسهیل شرایط مالی و افزایش خطر کاهش ارزش واقعی دلار ارزیابی کردند.
در شرایط معمول، افزایش بازدهی اوراق خزانهداری آمریکا میتواند دلار را تقویت کند؛ زیرا بازده بالاتر، سرمایه بیشتری را به سمت داراییهای دلاری جذب میکند. اما منشأ افزایش بازدهی اهمیت زیادی دارد.
اگر بازدهی به دلیل رشد اقتصادی قدرتمند یا افزایش نرخ بهره فدرال رزرو بالا برود، معمولاً واکنش دلار مثبت است. اما اگر افزایش بازدهی ناشی از نگرانی درباره کسری بودجه، رشد بدهی، تورم بلندمدت یا کاهش تقاضا برای اوراق باشد، نتیجه میتواند متفاوت باشد.
در چنین شرایطی، بازدهی بالاتر بیشتر نشاندهنده «صرف ریسک مالی» است تا جذابیت اقتصادی آمریکا. سرمایهگذاران برای نگهداری اوراق بلندمدت، بازده بیشتری مطالبه میکنند؛ زیرا نسبت به تورم آینده، حجم انتشار بدهی و پایداری سیاستهای مالی تردید دارند.
این همان نقطهای است که رابطه سنتی میان بازدهی اوراق و دلار میتواند تضعیف شود: بازدهی افزایش پیدا میکند، اما دلار بهجای صعود، تحت فشار قرار میگیرد.
ضعف اخیر دلار الزاماً به معنای از بین رفتن اعتماد بازار به فدرال رزرو نیست. مسئله اصلی، محدود شدن گزینههای سیاستگذاری در صورت تداوم همزمان تورم، بازدهی بالا و فشارهای مالی است.
اگر فدرال رزرو برای مهار تورم نرخ بهره را افزایش دهد، هزینه تأمین مالی دولت، شرکتها و خانوارها بیشتر میشود. نرخهای بالاتر همچنین میتوانند ارزش اوراق قدیمی موجود در ترازنامه بانکها و مؤسسات مالی را کاهش دهند و شرایط اعتباری را سختتر کنند.
از طرف دیگر، اگر بانک مرکزی در برابر تورم واکنش کافی نشان ندهد، انتظارات تورمی میتواند افزایش یابد و اعتماد به قدرت خرید بلندمدت دلار آسیب ببیند.
بنابراین، بازار با یک سناریوی دشوار روبهرو است:
این وضعیت به معنای اجتنابناپذیر بودن رکود یا بحران نیست؛ اما افزایش احتمال چنین سناریوهایی برای ایجاد نوسان در بازار ارز کافی است.
پس از سخنان هاوکیش کوین وارش، رئیس فدرال رزرو، بخشی از افت دلار جبران شد. او تأکید کرد که اگر سیاستگذاران نسبت به بازگشت تورم به هدف ۲ درصدی اطمینان پیدا نکنند، اقدامات بیشتری لازم خواهد بود.
در پی این اظهارات، احتمال ضمنی افزایش نرخ بهره در نشست سپتامبر به حدود ۶۰ درصد رسید و شاخص دلار پس از لمس محدوده ۹۸.۹۲، تا نزدیکی ۹۹.۵۱ و بالاترین سطح دو هفتهای خود بازگشت. با وجود این بازیابی، شاخص دلار همچنان در مسیر دومین کاهش ماهانه متوالی قرار گرفت.
این واکنش نشان میدهد که سیاست پولی هنوز توان حمایت کوتاهمدت از دلار را دارد؛ اما نگرانیهای مالی و تحولات بازار اوراق میتوانند قدرت این حمایت را محدود کنند.
ضعف عمومی دلار معمولاً به نفع ارزهای اصلی مقابل آن تمام میشود، اما شدت این واکنش به شرایط اقتصادی هر کشور بستگی دارد.
کاهش ارزش دلار میتواند مسیر صعودی EUR/USD را تقویت کند؛ بهخصوص اگر بانک مرکزی اروپا موضع انقباضیتری نسبت به فدرال رزرو داشته باشد. بااینحال، ضعف اقتصاد منطقه یورو یا افزایش ریسکهای سیاسی میتواند بخشی از این اثر را خنثی کند.
پوند نیز از افت دلار سود میبرد، اما مسیر آن به دادههای تورمی بریتانیا و سیاست بانک انگلستان وابسته است. اگر بازار انتظار داشته باشد نرخهای بهره بریتانیا برای مدت بیشتری بالا باقی بماند، GBP/USD میتواند حمایت بیشتری دریافت کند.
رفتار USD/JPY پیچیدهتر است. بازدهی بالاتر اوراق آمریکا از این جفتارز حمایت میکند، اما نزدیک شدن قیمت به سطوح حساس میتواند احتمال مداخله ژاپن یا افزایش نرخ بهره بانک مرکزی این کشور را بالا ببرد. بنابراین، این جفتارز ممکن است حتی در دوره ضعف عمومی دلار نیز نوسانات متفاوتی داشته باشد.
دلار ضعیفتر معمولاً شرایط تأمین مالی را برای اقتصادهای نوظهور آسانتر میکند و میتواند از ارزهای کالایی حمایت کند. بااینحال، ریسکهای ژئوپلیتیکی، قیمت انرژی و شرایط اقتصاد چین همچنان عوامل تعیینکنندهای خواهند بود.
طلا یکی از مهمترین برندگان تضعیف دلار بوده است. کاهش ارزش ارز آمریکا، خرید طلا را برای دارندگان سایر ارزها ارزانتر میکند و نگرانی درباره تورم، بدهی و بیثباتی مالی نیز تقاضا برای داراییهای جایگزین را افزایش میدهد.
پس از اعلام برنامه افزایش بازخرید اوراق خزانهداری، طلا تا محدوده ۴٬۶۹۶ دلار پیشروی کرد. بااینحال، سخنان هاوکیش رئیس فدرال رزرو و افزایش احتمال رشد نرخ بهره، باعث اصلاح قیمت شد. طلا با وجود این عقبنشینی، در ماه اوت بیش از ۱۰ درصد رشد ثبت کرد.
این رفتار دو نیروی متضاد را نشان میدهد:
در نتیجه، مسیر بعدی طلا بیش از هر چیز به دادههای اشتغال، تورم آمریکا و واکنش بازار اوراق وابسته خواهد بود.
نفت نیز معمولاً از ضعف دلار حمایت میگیرد، زیرا قیمتگذاری دلاری آن باعث میشود برای خریداران غیردلاری ارزانتر شود. بااینحال، در شرایط فعلی تحولات خاورمیانه، ریسک اختلال در عرضه و قیمت انرژی میتوانند اثر بسیار بزرگتری از نوسانات ارز آمریکا داشته باشند.
در بازار ارزهای دیجیتال، تضعیف دلار و نگرانی از کاهش ارزش پولهای فیات میتواند تقاضا برای بیتکوین را افزایش دهد. بااینحال، ارزهای دیجیتال همچنان داراییهایی پرنوسان و حساس به نقدینگی هستند. اگر افزایش نرخ بهره باعث کاهش نقدینگی و افت ریسکپذیری شود، بخشی از رشد این بازار میتواند بهسرعت اصلاح شود.
برای ارزیابی ادامه روند دلار، معاملهگران باید چند متغیر کلیدی را زیر نظر داشته باشند:
اگر دادههای اقتصادی آمریکا قوی باقی بمانند و احتمال افزایش نرخ بهره بیشتر شود، دلار میتواند بخشی از افت اخیر را جبران کند. در مقابل، کاهش تورم، ضعف بازار کار یا تشدید نگرانی درباره بدهی آمریکا میتواند فشار فروش را دوباره افزایش دهد.
افت اخیر دلار آمریکا حاصل یک عامل واحد نیست. نگرانی درباره بدهی و کسری بودجه، افزایش بازدهی اوراق بلندمدت، برنامه بازخرید وزارت خزانهداری و تردید درباره فضای مانور فدرال رزرو، همگی در تغییر رفتار سرمایهگذاران نقش دارند.
بازخرید اوراق خزانهداری بهتنهایی معادل چاپ پول یا اجرای سیاست تسهیل کمی نیست؛ اما میتواند این پیام را به بازار منتقل کند که سیاستگذاران نسبت به نقدشوندگی و افزایش هزینه استقراض حساس شدهاند. همین برداشت برای افزایش تقاضا در داراییهایی مانند طلا و بیتکوین و ایجاد فشار بر دلار کافی بوده است.
در کوتاهمدت، مواضع انقباضی فدرال رزرو میتواند به اصلاح صعودی دلار کمک کند. اما جهت پایدار بازار زمانی مشخص خواهد شد که دادههای اشتغال و تورم، وضعیت بازدهی اوراق و جزئیات سیاست مالی آمریکا تصویر روشنتری ارائه دهند.
این مطلب توسط GreenUp24 صرفاً با هدف آموزش و تحلیل بازار تهیه شده و بهمنزله توصیه یا سیگنال معاملاتی نیست.