فارکس
+100 نماد
محتوای مطالب
دیروز
4 دقیقه خواندن
نوشته شده توسط گرین آپ 24
در ماههای اخیر بازارهای جهانی بیش از هر زمان دیگری با یک واژه تعریف شدهاند: عدم قطعیت. اما حالا با تشدید جنگ در خاورمیانه و جهش قیمت نفت، نگرانی تازهای در حال شکلگیری است؛ بازگشت رکود تورمی (Stagflation) — ترکیبی خطرناک از تورم بالا و رشد اقتصادی ضعیف.
این سناریو یادآور یکی از تلخترین دورههای اقتصاد جهانی در دهه ۱۹۷۰ است؛ زمانی که شوکهای نفتی اقتصادهای بزرگ جهان را همزمان با تورم بالا و رکود اقتصادی مواجه کرد. اکنون بسیاری از تحلیلگران معتقدند شرایط کنونی شباهتهایی نگرانکننده با آن دوره دارد.
تنشهای خاورمیانه موضوع تازهای نیست، اما آنچه در حال رخ دادن است یک جنگ تمامعیار محسوب میشود. پس از سالها مذاکرات ناکام درباره برنامه هستهای ایران، ایالات متحده به همراه اسرائیل تصمیم گرفتند با عملیات نظامی مستقیم این برنامه را متوقف کنند.
جنگ اکنون بیش از ده روز است که آغاز شده و هنوز در مرحله تشدید تنش قرار دارد. همین مسئله باعث شده بازارهای مالی جهانی به شدت واکنش نشان دهند؛ از نوسانات شدید نفت گرفته تا افزایش ریسک در بازارهای سهام و ارز.
اما این بحران در واقع مدتها قبل از حملات نظامی آغاز شده بود.
نقطه شروع این زنجیره اتفاقات به اوایل ژانویه بازمیگردد؛ زمانی که دولت آمریکا عملیات نظامی در ونزوئلا را اعلام کرد. این عملیات با دستگیری نیکولاس مادورو، رئیسجمهور سابق ونزوئلا، پایان یافت و در ادامه توافقی با دولت جدید این کشور امضا شد.
یکی از نتایج مهم این تحولات، باز شدن صنعت نفت ونزوئلا به روی شرکتهای آمریکایی بود. همچنین دولت آمریکا کنترل فروش نفت این کشور را در دست گرفت و اولین فروشها به ارزش حدود ۵۰۰ میلیون دلار انجام شد.
این تحولات را نمیتوان صرفاً یک اتفاق منطقهای دانست. بسیاری از تحلیلگران معتقدند این اقدامات بخشی از استراتژی بزرگتر واشنگتن برای افزایش نفوذ در بازار جهانی انرژی بوده است؛ بهویژه در رقابت ژئوپلیتیکی با چین.
حتی تلاشهای آمریکا برای پایان دادن به جنگ اوکراین یا پیشنهادهای بحثبرانگیز درباره گرینلند نیز در همین چارچوب تحلیل میشوند؛ کنترل منابع انرژی و مواد معدنی استراتژیک.
افزایش تنشها در خاورمیانه باعث شد قیمت نفت به سرعت افزایش پیدا کند. نفت گران معمولاً مانند یک مالیات پنهان بر اقتصاد جهانی عمل میکند:
در چنین شرایطی اقتصادها ممکن است با ترکیب خطرناک تورم بالا و رشد اقتصادی پایین مواجه شوند؛ همان چیزی که اقتصاددانان آن را رکود تورمی مینامند.
اگر جنگ ایران طولانی شود یا قیمت نفت در سطوح بالا باقی بماند، پیامدهای اقتصادی آن میتواند گسترده باشد:
بانکهای مرکزی ممکن است مجبور شوند برای مهار تورم نرخ بهره را بالا نگه دارند؛ حتی اگر رشد اقتصادی در حال کاهش باشد.
بازارهای سهام در سالهای اخیر با امید کاهش نرخ بهره رشد کردهاند. اما تورم بالا میتواند این امید را از بین ببرد و باعث اصلاح شدید بازارها شود.
سرمایهگذاران برای جبران اثر تورم به دنبال بازده بالاتر خواهند بود؛ در نتیجه بازده اوراق خزانه افزایش مییابد.
افزایش قیمت انرژی و کالاها میتواند مصرف خانوارها را کاهش دهد و به مرور بازار کار را تحت فشار قرار دهد.
برای سیاستگذاران آمریکایی، بهویژه دولت ترامپ، سناریوی ایدهآل بسیار متفاوت است:
اما ادامه جنگ یا افزایش بیشتر قیمت نفت میتواند تمام این اهداف را تهدید کند.
علاوه بر این، بدهی فدرال آمریکا نیز با سرعت در حال افزایش است و طی ماههای اخیر چندین بار نگرانی درباره تأمین مالی دولت مطرح شده است.
بازگشت کامل رکود تورمی هنوز قطعی نیست، اما حتی ترس از آن نیز میتواند تأثیرات قابل توجهی بر بازارها داشته باشد.
عامل تعیینکننده در ماههای آینده احتمالاً مدت زمان جنگ ایران و سطح قیمت نفت خواهد بود. هرچه این بحران طولانیتر شود، احتمال تبدیل شوک انرژی فعلی به یک چرخه کامل رکود تورمی بیشتر میشود.
سناریویی که بازارهای مالی جهان از دهه ۱۹۷۰ تاکنون با آن مواجه نشدهاند.
اقتصاد جهانی در حال ورود به دورهای است که در آن ژئوپلیتیک، انرژی و اقتصاد بیش از هر زمان دیگری به هم گره خوردهاند. جنگ خاورمیانه تنها یک بحران منطقهای نیست؛ بلکه میتواند محرکی برای تغییرات بزرگ در اقتصاد جهانی باشد.
و اگر تاریخ درسی به ما داده باشد، این است:
شوکهای نفتی میتوانند اقتصاد جهان را برای سالها تحت تأثیر قرار دهند.